|
به او بگوییید دوستش دارم ...........
|
عاشق نشم................
خدایا من منتظر نشونه ام........
آخه نمی دونم چرا من............
ای خدا بازم که............
حالا خوبه سر کار میرم تا وقتم خالی نباشه..........
بدجور دلم گرفته..... به قول قیصر عزیز "خدایا بهانه ای"
دلم هوای گریه داره............
چقدر تلخه نوشتن وقتی می دونی چی میخوای بگی و نمیتونی بگی مثل الان من که یه عالمه حرف نزده تمام وجودم رو پر کرده خدایا من آن هستم که با گریه متولد شدم آن روز از تو پرسیدم:خدایا این دنیا چه رنگی است و تو سکوت کردی من از این بی توجهی ناراحت شدم اما حالا می فهمم چرا مرا با گریه متولد کردی رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات ؟ میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم به دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشای سرخ ببینمت گلو پرپر میکنم سر مزارت تاابد بارونیه چشمای یارت رفتی افسوس گل من تو در دل خاک از تو یادگاریه چشمای نمناک پاییزغریب و بی درد اونهمه برگ مگه کم بود؟ گل من رو چراچیدی؟گل من دنیای من بود گلمو ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون حالا که نیستی کنارم میذارم سر به بیابون 

و تو اين کار را کردي چقدر ساده عاشقت شدم...
مثل قصه کودکانه توشدي براي من شاهزاده اي سوار بر اسب سفيد چه قدر ساده
عاشقم کردي و از آن ساده تر رهايم کردی ...
گفتم بمان پري قصه ها که من بي تو ميميرم
خنديدي و گفتي بازي بود
گفتم بازي زيبايي بود بيا بازي کنيم
گفتي من کودک نيستم بزرگ شده ام بازي نمي کنم
گفتم مگر بزرگترهابازي نمي کنند؟
گفتي بازي نه زندگي مي کنند
گفتم پس بيا زندگي کنيم مثل بازي
گفتي زندگي بازي نیست
گفتم پس با عشق تو چه کنم؟
گفتي رهايش کن بازي بود زندگي کنخدایا! هر کی هر چی می خواد اگه به صلاحشه بهش بده.
خدایا شکرت.
برای شادی روح شهدای چند وقت اخیر یک دقیقه
سکوت کنیم
اگر این شهر پر از آدم هاست
پس چرا این همه دلها تنهاست؟
گلم دوسم نداره
نه اس ام اس نه یه زنگ
دلم شده تنگه تنگ
اتل متل یه خورشید
کی از دلت منو چید ؟
این همه دوری از من
کی این روزا رو میدید؟
برای اون که بی من رفت و اومد..............
ولی اومدنش تلخه واسه من.............
آخه تو دستش حلقه دیدم................