تبليغاتX
شبگرد تنها
به او بگوییید دوستش دارم ...........
دوستت دارم

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 11:3 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 11:1 قبل از ظهر نويسنده سارا |

 

در راه رسيدن به تو پا پيش گذاشتم تو را سهم تمام روياهايم کردم خودم را

قسمت کردم انصاف نبود تو که مي دانستي با چه اشتياقي خود را قسمت مي کنم

پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردي؟ براي خداحافظي خيلي دير بود

خيــلي ديــــر..........

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:57 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:54 قبل از ظهر نويسنده سارا |

اگر دنياي ما دنياي سنگ است

 بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است.....

 اگر دنياي ما دنياي درد است

 بدان عاشق شدن از بهر رنج است......

 اگر عاشق شدن پس يک گناه است

 دل عاشق شکستن صد گناه است...

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:41 قبل از ظهر نويسنده سارا |

تو را دوست دارم


تو را دوست دارم
تو را به جای همه کسانی که نمی شناختم دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم
برای خاطر عطر گستره ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود، برای نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی رماندشان
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم
جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک
می بینیم.
بی تو جز گستره یی بی کرانه نمی بینیم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه ی خویش گذشتن نتوانستم
می بایست تا زندگی را لغت به لغت فراگیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند.
تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانه گی ات که از آن من نیست
تو را به خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم
تو می پنداری که شکی، به حال آن به جز دلیلی نیست
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم
+ تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 5:13 بعد از ظهر نويسنده سارا |

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه ومعصومانه تو بود زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق توبود

+ تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 5:9 بعد از ظهر نويسنده سارا |

      

          خاطره هات که زیاد میشن به نعداد عکسای روی دیوار اتاقت اضافه میشه

                                                             اما

                                      همیشه دلت واسه کسی تنگ میشه

                                                             که    

                                        نمیتونی عکسشو بزنی به دیوار...

 
+ تاريخ شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 5:3 بعد از ظهر نويسنده سارا |

 

همه روزها و شبهای زندگی ام به این دوستی شهادت می دهند و شاهد هستند که چگونه تو را می ستایم

عهدی که بستم هرگز گسستنی نیست

این عشق تا دم مرگ هرگز شکستنی نیست................

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 1:17 بعد از ظهر نويسنده سارا |

پشت غربت پائیز جایی امن برای گریستن

چه سفرها می کنم

در دنیای تاریک حروف

که بنویسم به قامت یک واژه ی سیاه

چشمانت را

و چه عریان و بی پروا

سینه به سینه ی خورشید

می روم به سوی آتش

که لمس کنم به مانند یک رویای نرم

نگاهت را

و چه گریه ها می کنم

بر غربت این پائیز سوخته تب

که بیابم به هیأت یک گل سرخ

لبانت را...

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 7:59 قبل از ظهر نويسنده سارا |

 وقتي كه خاكم مى كنند بهش بگيد پيشم نياد

بگيد كه رفت مسافرت بگيد شماره اى نداد

يه جور بگين كه آخرش از حرفاتون هول نكنه

طاقت ندارم ببينم به قبر من نگاه كنه

دونه به دونه عكساموبرداريد آتيش بزنيد

هرچيكه خاطره دارم بريد وازبيخ بكنيد

نذاريد از اسم منم يه كلمه جا بمونه

نمى خوام هيچ وقت تنموتوى گورم بلرزونه

برو....آتيش به قلب من نزن بذارنگاهت از يادم بره

بذار واسه هميشه قلب من شل بشه ومن كلى خاطره

برو نمى خوام ببينى خونه ى من خالي شده

همدم من به جاى تو ريگ هاى پوشالي شده

اونكه ميگفت ميمرد برات ديدي راست راسى مرد

رفتو همه خاطرشم به خاطرت برداشتو برد

بهش بگيد نشست به پات بهش بگيدنيومدى

بگين هنوز دوست داره با اينكه قيدشو زدى

نشونيه قبر منوبهش ندين خوب ميدونم

مياد جاى هميشگى سر قرار تو رودخونه


 
+ تاريخ پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 5:33 بعد از ظهر نويسنده سارا |

شما ميوه چه درختي هستيد؟

 

( 24 خرداد تا 4 تير) درخت سيب ( عشق)

فردي آرام، گاهي اوقات خجالتي، بسيار جذاب و دلربا با رفتاري مناسب و سنجيده، ماجراجو و بي باک، حساس و ... دوست داريد که ديگران را دوست داشته باشيد و سايرين هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسيار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستيد.

( 25 ارديبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازي)

فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت هستيد.انتقاد را دوست نداريد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان هستيد. به پول اهيمت مي دهيد. خواستار توجه از سوي ديگران هستيد و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز داريد.

(22 آذر تا 1 دي) درخت راش ( خلاقيت)

فردي با سليقه،کسي که به ظاهر خودش اهميت زيادي مي دهد. يک برنامه ريز خوب براي زندگي و کار و مسائل اقتصادي، فردي که بدون لزوم بي گدار به آب نمي زند. منطقي و مونس و ياري بي نظير در زندگي به شمار مي رويد.

(26 تير تا 4 مرداد) ( 25 دي تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)

فردي با توان و قدرت فوق العاده، کسي که مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد.هدياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، کمي عجول و بي طاقت و دوست دارد که ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد.

(15 تا 24 ارديبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاري)

هيکل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يک طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، کوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي کند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيکي روي فرم است.

(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداري)

فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، کسي که آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي کند ساده و خوش بين باشد.دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل کند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و کمک به ديگران را دوست دارد.

(16 تا 25 تير) ( 12 تا 24 دي) درخت نارون ( بزرگواري)

قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينکه از ديگران اطاعت کند. شريکي درستکار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي کارآمد است.

( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجير ( حساسيت)

فردي مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت هاي طولاني کار سخت استراحت کند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است.

(5 تير تا 15 تير) ( 2 تا 11 دي) درخت صنوبر ( رمز و راز)

فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل کند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزديکان خود را حمايت و مراقبت کند با افراد غريبه هم به همان شکل رفتار ميکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندي و فردي که دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است.

( 24 شهريور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگي)

جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي که مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي، فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است.

( 13 تا 22 شهريور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت ليمو ترش ( شک و ترديد)

يا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنکه سعي مي کند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات کوتاه لذت ميبرد. ممکن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا کند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است.

( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سليقگي)

زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداکار است وزندگي را تا جايي که ممکن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود.

( 11 تا 20 فروردين) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکري)

فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتکار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه مي خواهد اثري خوب روي ديگران


 

+ تاريخ پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر نويسنده سارا |

Image By Pic.Bix.ir
+ تاريخ پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 4:40 بعد از ظهر نويسنده سارا |

تقدیم به تو که تنها بهانه ی بودنم هستی

دوباره گشته ام خجل از این همه رمیدگی

عبور چشم مست تو  و حس ناب نشئگی

غزل غزل ترانه ام ، ولی چه سود نازنین

نصیب من در این نبرد شکستگی ، شکستگی

همیشه حرف آخرم دوباره با تو بودن است

تبسم نگاه تو ،  شروع دل سپردگی

به نام تو که می رسم  غزل شکوفه می دهد

و فصل سبز یاد تو  بهانه ی همیشگی

تویی بهار دلکشم در این خزان روزگار

پرنده ی اسیر تو شده پر از گسستگی

هجوم بغض خاطره در این سیاهی کبود

و اشک های خالی ام  در امتداد خستگی

غزل تمام شد عزیز و در نگاه خیس من

حضور سبز یاد تو و حس ناب نشئگی

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:33 قبل از ظهر نويسنده سارا |

 

  هزارو یک شب))))))))))))))))))))))

)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

اگرچه جای دل دریای خون درسینه دارم)))))

ولی درعشق تو دریایی از دل کم میارم)))))

اگر چه روبرویی مثل اینه با من)))))))))

ولی چشمام بسم نیست" برای سیر دیدن)

((((((  نه یک دل نه هزار دل)

((  همه دلهای عالم))))))))

(((همه دلها رو میخوام))))

((که عاشق  تو باشم)))))

((تویی عاشق ترازعشق))

((تویی شعر مجسم)))))))

((تو باغ قصه از تو))))))))))))))

 ((سحر گل کرده شبنم))))))))))))))

 ((تو چشمام خواب مخمل))))))))))))))

 شراب ناب شیراز))))))))))))))))))))))

1000   میخونه اواز)))))))))))))))))))))

1001   شب راز))))))))))))

 میخوام تو را ببینم))))))))

  نه یک بار نه 100بار)))

  به تعداد نفس هام)))))))

   برای دیدن تو))))))))))

  همه چشما رو می خوام

  تورا باید مثل گل)))))

  نوازش کردو بویید)

 با هر چی چشم تو دنیاست

  فقط باید تو رودید

  تو را باید مثل ماه

  روقله ها نگاه کرد

  با هر چی لب تو دنیاست

  تو را باید صدا کرد

)))))))))))))))))))))))

)))))))))))))))))))))))))

در حسرت هم صحبتی چشمم به در ماند

شب را به اعجاز نگاهی تا سحر ماند

در آرزوی دیدن یک لحظه شادی

یک عمر در شهری ز شادی بی خبر ماند

دستان مشتاقم به امید رفاقت

تنها و بی همراه در هر رهگذر ماند

سر شار شعر و ذوق و عرفان بود جانم

در ظلمت تاریک شهری بی هنر ماند

دل سالها با یک سکوت سرد و مُرده

در جایی از غوغای انسانها به در ماند

جامی به ما ساقی نداد از راه احسان

تلخی نا کامی ز دندان تا جیگر ماند

در التهاب صادق یک قطره احساس

جان در کویر خشک و سوزان تشنه تر شد

شهر شما ایثار و همراهی نداند

گلهای شوقم خسته و بی شور و شر ماند

چندی نمانده بیشتر زین خاک گر پایی به بر ماند

دست نیازم را به دامن می فشارم

افسوس "اوبود "در غبار یک نظر ماند

***********************

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:30 قبل از ظهر نويسنده سارا |

دستامون اگرچه دورن دلامون که دور نمیشه
+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:22 قبل از ظهر نويسنده سارا |

همیشه دوستت دارم
+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:21 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:15 قبل از ظهر نويسنده سارا |

 

ای از همه زیباترم .... ای تو همه سرزندگیم ...

بی تو چشمام نگاه عاشقش و به کی هدیه بده؟

بی تو رنگ ترانه هام خونه ی قلب کی و سرخ کنه ؟

اگه تو نباشی نگاه آسمونیه من از بی خورشیدی به سیاهی میزنه!

بی تو عطر حضور کی باغ وجود من و معطر کنه!

بی تو نخواهم ماند

بی تو نخواهم بود

بی تو سرود زندگی ام رنگ مرگ می گیرد .

دوستت دارم!

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 8:12 قبل از ظهر نويسنده سارا |

زیتونم:

فقط برای آنکه نگویید مرده ام

می خندم، دوست می دارم، عاشق ام

                                                                 در را باز می کنم

پنجره را باز می کنم

باز می کنم این بازی ناپیدا را

                                                می خندی! می خندید؟

و هیچ چیز تمامم نمی کند!

هیچ چیز؟

                                    حتی ترک زدن ابرو

در روزهای داغ مرداد

                                    مزه ی چشمهایت را از دست نداده ام

سایه،

کمی نور،

                                    هندوانه ای نیم خورده که در حجم زباله ها

خودش را از دست می دهد

                                            فقط برای آنکه نمیرم

تو زنگ خانه ی من هستی...؟!

 

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 7:57 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ شنبه ششم مرداد 1386ساعت 6:51 بعد از ظهر نويسنده سارا |

میلاد امیر مومنان - ساقی کوثر - فاتح خیبر بر همه شما دوستان مبارک.

روز پدر هم همین طور.

پدر جان روزت مبارک.میلاد مسعود ساقی کوثر

+ تاريخ شنبه ششم مرداد 1386ساعت 6:43 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ شنبه ششم مرداد 1386ساعت 6:28 بعد از ظهر نويسنده سارا |

می شناسی مرا ؟

قاب خالی یک تابلوی اخمقانه

روزگاری قاب یک تابلوی زنده بو ده ام

از جنگل

روزی درختها را بریدی

قاب عکسی از یک خانه شدم

اکنون خانه ات را برده ای از قاب من بیرون

و یک فاب خالی شده ام از یک تابلوی احمقانه

می شناسی مرا ؟

اردی بهشت 84

+ تاريخ شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:47 بعد از ظهر نويسنده سارا |

ای کاش کلبه ای و آبشاری

شعری و فنجانی چای

و تو

قدم زنان

و باد

وزان

سرشار از عطر موهای تو

شعر من

ای کاش بارانی بی چتر و سایبان

تو و چشمانت خیس

و من

از دلخوشی لبریز

آه می کشم

برای این لحظه و این آرزو...

+ تاريخ شنبه ششم مرداد 1386ساعت 5:47 بعد از ظهر نويسنده سارا |

TinyPic image
+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:41 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:24 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:24 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:23 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:23 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:22 بعد از ظهر نويسنده سارا |

از يك عاشق شنيدم

" اگر زمانه با تو نمي سازد، تو با زمانه بساز "

مگر مي شود زمانه، من را ن

از يك عاشق شنيدم

" اگر زمانه با تو نمي سازد، تو با زمانه بساز "

مگر مي شود زمانه، من را نفي كند

فكر كه كردم ديدم

همين دوري؛

فاصله بين من و تو

محدوديت در يك نگاه ارتباطي

به حكم حرام بودنش

به کی بگم که عشقم از هوس نیست
 
حرفهای من بیهوده و عبث نیست
 
به کی بگم که قلبم دست تو اسیره
 
به کی بگم نگاهت از یاد من نمیره
 
به کی بگم که چشمات آسمون خدا بود
 
به کی بگم نگاهت پر از صلح و صفا بود
 
به کی بگم که مهرت تو قلب من نشسته
 
به کی بگم که اسمت از یاد من نرفته

شرم لطيف دخترانه از ديدگاه متعصب

يك مرد

همين گناه بودن من براي تو

چه كنم كه زمانه با من نمي سازد

اما شما

انقدر خوب باش

كه تو با من بساز

في كند

فكر كه كردم ديدم

همين دوري؛

فاصله بين من و تو

محدوديت در يك نگاه ارتباطي

به حكم حرام بودنش

شرم لطيف دخترانه از ديدگاه متعصب

يك مرد

از يك عاشق شنيدم

" اگر زمانه با تو نمي سازد، تو با زمانه بساز "

مگر مي شود زمانه، من را نفي كند

فكر كه كردم ديدم

همين دوري؛

فاصله بين من و تو

محدوديت در يك نگاه ارتباطي

به حكم حرام بودنش

شرم لطيف دخترانه از ديدگاه متعصب

يك مرد

همين گناه بودن من براي تو

چه كنم كه زمانه با من نمي سازد

اما شما

انقدر خوب باش

كه تو با من بساز

همين گناه بودن من براي تو

چه كنم كه زمانه با من نمي سازد

اما شما

انقدر خوب باش

كه تو با من بساز

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:17 بعد از ظهر نويسنده سارا |

کاش می شد سکوت را از نبض باور یک اتفاق دزدید

آن وقت من چقدر حرف برای گفتن داشتم...

؟؟؟؟

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر نويسنده سارا |

يکی را دوست می دارم ولی افسوس نمی داند، نگاهش می کنم. نگاهم می کند، ولی افسوس از چشمانم نمی فهمد چه در دل دارم . . .

صدايش را هر شب در خواب می شنوم . . .

بويش را هر روز در باد احساس می کنم . . .

گرمی نفسش هنوز صورتم را گرم می کند،

عطش نگاهش هنوز قلبم را می فشارد،

کاش با او بودم . . .

کاش با من بود . . .

کاش من خودم بودم . . .

کاش قلبی داشتم، اشکی داشتم که هديه می کردم . . .  

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:6 بعد از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:59 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:58 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:57 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:41 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:40 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:38 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:38 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:27 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:23 قبل از ظهر نويسنده سارا |

نگاهم کن!.... نه نگاهی از سر نگریستن!...... من از تو نگاهی میخواهم به اندازه "دیدن"!..
کنار وسعت ابی چشمانت چه ناچیزم
نگاهم کن که من با خستگیها دشمنی دارم!
صدایم کن که من با ناامیدیها گلاویزم !
مرا ای دوست باور کن !
بدون بودنت اخرتمام فصلها را بی تو من در بند پاییزم

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر نويسنده سارا |

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:20 قبل از ظهر نويسنده سارا |

رنگین کمان ، پاداش کسی است که تا

آخرین قطره زیر باران می ماند .

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 11:0 قبل از ظهر نويسنده سارا |

زندگی اجبار است - مرگ انتظار است

عشق یک بار است - فکر تو تکرار است

جدایی دشوار است

+ تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر نويسنده سارا |